الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

18

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

به حق مبعوث شده‌ام و دليل رحمت بر ايشان هستم . بارالها ، قومم را هدايت كن ؛ چرا كه آنها آگاه نيستند . « 1 » بعد از اين عمل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، عمر به ايشان گفت : اى رسول خدا ، پدر و مادرم فدايت . نوح عليه السّلام در حق قوم خود نفرين كرد و فرمود : « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً « 2 » ؛ پروردگارا ، هيچ‌يك از كافران را بر روى زمين زنده مگذار . » اگر نفرين كنى ، همهء ما نابود مىشويم و در حالى كه پشتت و صورتت زخمى شده و دندانت شكسته است ، باز هم در حق اين مردم دعا مىكنى ! « 3 » قاضى عياض مىگويد : در گفتار و رفتار دقت كنيد و ببينيد كه درجات كامل نيكوكارى ، فضل ، اخلاق نيكو ، كرامت نفس ، صبر و بردبارى پيامبر چقدر است ؛ تا جايى كه ايشان فقط به صبر و سكوت اكتفاء نمىكند ، بلكه نسبت به آنها شفقت و مهربانى مىنمايد و براى آنها دعا مىكند و شفاعت مىنمايد ؛ آنها را قوم خود ياد مىكند و عذر آنها را نادانىشان مىداند و مىفرمايد : آنها آگاه نيستند . « 4 » انس بن مالك گفت : من همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودم ، در حالى كه ايشان عبايى با حاشيهء زبرى به دوش داشت . يك نفر باديه‌نشين نزد حضرت آمد و عباى ايشان را طورى كشيد كه اثر خراشيدگى آن بر روى گردن مبارك ايشان ديده شد و سپس در كمال گستاخى گفت : اى محمد ! از اين

--> ( 1 ) . الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ، ج 1 ، ص 105 . ( 2 ) . نوح / 26 . ( 3 ) . تفسير ثعالبى ، ج 2 ، ص 104 . ( 4 ) . الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ، ج 1 ، ص 106 .